عبدالله مستوفى

355

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ما همه نان و نمك شاه را خورده‌ايم ، و اگر ساكت بنشينيم بولينعمت خود خيانت كرده‌ايم . پادشاه ، كه خود هم بدى حال خود و مزاج مملكت را ميديد . بسيار متأثر شده ، جواب گفت : صحيح ميگوئيد ، اين اوضاع اثر اين مشروب بىپيراست ، كه مرا و بالنتيجه شما و اهل كشور را به اين روز نشانده است . درويش را از كاخ بيرون كنيد ، و كارهاى عقب افتاده را بحضور بياوريد . همين كار را كردند ، ولى ، پادشاه داراى آن مغز صافى پيش نبود كه بتواند با فكر صائب تصميم بگيرد . امروز بهر كيفيتى بود كارها را بتقريبى راه انداخت ؛ و تا شب دندان روى جگر گذاشت . فردا صبح ، چنان گرفتار خمودى و ضعف اعصاب بود ، كه هيچ كارى از او متمشى نبود . بنخست‌وزير گفت درويش را بياورند ، تا ، با حضور آن جناب ، علاجى براى اين خستگى اعصاب فكر كند . درويش را آوردند وزراء با نخست‌وزير هم بودند ، شاه بدرويش گفت علاج اين خستگى چيست ؟ درويش جواب گفت : قدرى از همان شراب . شاه گفت : اين « منها بها » « 1 » را تا كجا بايد برد ؟ درويش ، كه بعد از خروج از كاخ پادشاهى لباس سابق را در بر كرده بود خرقهء خويش را عقب زده . لباس پت و پارهء خود را نشان داد ، و گفت : « تا به اين روز بيفتى ! » شش هفت ماه است دولت حاضر ايران ، براى جلوگيرى از خون‌ريزى و به قصد مماشات با اين يكمشت ، عامل خارجى ، كه ميخواهند به زور روسها « خودمختار » باشند ، و از آذربايجان جلو خان كمونيست براى روسيه بسازند ، قرار موقتى گذاشته است . از اينكه اين قرارداد ، چون بتصويب مقام صلاحيت‌دار نرسيده است ، در نظر هر عاقل منطق فهم قانون‌شناس ، هيچ ارزش قانونى ندارد ، و ورق پاره‌اى بيش نيست ، ميگذريم ، و از حيث اجراء به آن نظر مىافكنيم . آنچه بايد دولت اجرا كند ، بعقيدهء من و تمام منطق فهم‌هاى عالم ، بر خلاف قانون اساسى و قوانين موضوعه ؛ همه را اجرا كرده ، و آنچه را كه بايد اين لله‌هاى خارجى آذربايجان و اين دايگان مهربان‌تر از مادر اجراء كنند ، نه همين اجرا نكرده‌اند ، بلكه ، در راديوئى كه نميدانم در مقابل چه عوضى از روسها گرفته‌اند ، باز هم همان حرفهاى سربالاى تركى سابق خود را تكرار كردند . چندين بار ، نمايندگان طرفين ، از تبريز بتهران و از تهران به تبريز رفت‌وآمد كرد ، ولى ، بيهوده ، زيرا ، تمام اين رفت‌وآمدها به قدر چشمهء سوزنى راه مسالمت را از طرف آنها باز نكرده امروز هم سرحدات كشور ما مثل ايام اشغال رسمى و قراردادى با متحدين ، از سمت روسيه ، بىدروبند است . هرچه اين « خودمختار » ها بخواهند صادر و وارد ميكنند . هنوز يك سرباز دولت را بآذربايجان راه نداده‌اند . ولى قفقازى و روسى ، با اسلحه ، در همه‌جاى اين ايالت ، ريخته است . گرفت‌وگير ، در صادر و و وارد ، اعم از شخص يا شيئى ، كه بايد در سرحدات روسيه برقرار باشد ، بين خاك آذربايجان و ساير نقاط كشور ، باعلى درجه ، برقرار است . يك روزنامهء فارسى غير

--> ( 1 ) - به صفحهء 57 مراجعه شود .